• رزمنده اي می گفت:

    چند روز بعد از عمليات ، يک نفر رو ديدم که کاغذ و خودکار گرفته بود دستش؛

    هر جا مي رفت همراه خودش مي برد...

    از يکي پرسيدم: چشه اين بچه؟

    گفت: آرپي جي زن بوده...!

    توي عمليات آنقدر آرپي جي زده که ديگه نمي شنوه!

    بايد براش بنويسي تا بفهمه...

    .

    .

    .


    گوشهايت را دادي تا ما چشم و گوشمان باز شود!

    چشم و گوشمان که باز نشد هيچ، بماند!....

مطالب مرتبط

علامه حسن زاده آملی

شهید خرازی

علامه سید علی قاضی

شهید همت

شهید زین الدین

شهید آوینی

عارفین

زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند و آنان به حقیقت عارفین واقعی بوده اند

ساخت وبلاگ تالار عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس خرید آنتی ویروس نقاشی ساختمان ویلچر پروژه متلب خرید فالوور ارزان اتاق فرار نایلون حبابدار برای اسباب کشی بذر یونجه لباس مجلسی لباس عروس دانلود فیلم قیمت نایلون حبابدار مدل لباس عروس و مجلسی خرید تلویزیون LED مدل لباس عروس و مدل لباس مجلسی بهترین مزون لباس عروس خرید لایک اینستاگرام کیف و کفش مجلسی
بستن تبلیغات [X]