• هميشه مي گفت: ان شاءالله که خيره. .

    تکه کلامش بود.

    يه روز غروب توي سنگر نشسته بوديم که عقرب نيشش زد.

    همگي کمک کرديم تا برسونيمش سنگر امداد

    بازم داشت زير لب مي گفت: انشاءالله که خيره.

    از سنگر بيرون اومديم و رفتيم سمت امداد.

    هنوز چند قدمي از سنگر فاصله نگرفته بوديم که صداي خمپاره اومد

    درست خورد وسط سنگرمون و هيچي ازش باقي نماند ...

    هاج و واج مونده بوديم،

    فهميديم اون عقرب فرستاده ي خدا بود که ما رو از سنگر دور کنه.

    اونجا بود که به تکه کلام حبيب رسيدم.

    واقعاً هر چي خدا بخواد همون ميشه...


    خاطره اي از شهيد حبيب الله کلهر

    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]
  • عملیات فاو بود و بمبارانهای شدید عراقیها. در یكی از این بمبارانها، حاج یدالله كلهر نیز بشدت زخمی شد. او را به بیمارستان گلستان اهواز منتقل كردند. جراحتهای ایشان خیلی شدید بود؛ به طوری كه بناچار تن مجروحش را به تهران انتقال دادند. در بیمارستان، وقتی پرستاران حاج یدالله را دیدند كه از لبهایش نیز خون جاری است، پرسیدند آیا به لبهایش هم تركش خورده است؟

    آنان نمیدانستند كه شهید كلهر از شدت دردهایش، دندان به لب میگرفت تا مبادا حتی یك بار ناله‌ای سر دهد؛ او فریاد خود را فرو میخورد و این چنین درد را پاسخ میگفت.

    شهید یدالله کلهر

    کتاب آشنا با موج، ص51


    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]

علامه حسن زاده آملی

شهید خرازی

علامه سید علی قاضی

شهید همت

شهید زین الدین

شهید آوینی

عارفین

زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند و آنان به حقیقت عارفین واقعی بوده اند

var player = videojs('my-video'); player.vastClient({ adTagUrl: "https://s1.mediaad.org/serve/example.com/123456/vast/linear/preroll" });
ساخت وبلاگ تالار عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید ملک در ترکیه خرید آنتی ویروس ثبت شرکت ثبت برند و لوگو اخذ کد اقتصادی ثبت تغییرات شرکت ثبت طرح صنعتی گیفت کارت اپل خرید آنتی ویروس خرید فالوور اینستاگرام مهاجرت به استرالیا نقاشی ساختمان کرج نقاشی ساختمان سوالات استخدامی اموزش و پرورش سقف شیروانی
بستن تبلیغات [X]