• بسم الله...

    اگر چهار مرتبه بگویی بیچاره ام و عادت کنی،اوضاع خیلی بی ریخت می شود.کسی که قوی بوده کم کم میبینی ضعیف شده است .

    همیشه بگویید الحمدلله،شکر خدا .

    بلکه بتوانی دلت را هم با زبانت همراه کنی . اگر پکر هستی دومرتبه همراه با دلت بگو الحمدلله . آنوقت غمت را از بین می برد.قوه ات زیاد می شود .

    مبادا اگر تازه کسب را شروع کرده ای بگویی بازار خراب است،وضع بد است . این حال کسانی است که هفتاد سال در این دنیا خرد شده اند . حالا تو سه روز است کاسب شده ای،کسب خیلی سخت است؟این حرف را نگو عادت میکنی...

    حاج محمد اسماعیل دولابی


    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]

  • از این گونه خبرها بسیار بود. خیلی وقتها چیزی نبود و باید دست خالی بر می گشتیم، یا جنازه ی بعثی ها بود. آن روز هم خبر رسیده بود که در منطقه، مقداری استخوان پیدا شده است. رمز حرکت ما آن روز نام مبارک حضرت رقیه(س)، دختر سه ساله ی امام حسین (ع) بود.

    به محل گزارش شده رسیدیم. کنار یک ساختمان خرابه پیکر دو شهید پیدا شد. نشستیم یک روضه ی خرابه ی شام خواندیم. گفتم:«حتماً یک شهید دیگر هم هست، باید بگردیم.» بچه ها تعجب کردند. گشتیم. اما چیزی پیدا نکردیم. خبر رسید دو تا پیکر هم از یک منطقه دیگر تحویل قرارگاه تیپ شده است. در راه به دلم افتاد یکی از پیکرها باید مشکلی داشته باشد. وقتی پیکرها را دیدیم، یکی از آن ها عراقی بود!

    رمز حرکت: یا رقیه

    محل کشف شهدا: کنار خرابه

    تعداد شهدا: سه شهید، به نام دختر سه ساله


    منبع:

    آسمان مال آنهاست(کتاب تفحص)، صفحه:20

    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]

  • این مستند از شبکه چهارم سیما پخش شد که شامل گوشه ای از بیوگرافی و زندگی علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی که به روایت شاگردان و آثار و تصاویر می باشد.

    منظومه حسن دارای پنج قسمت می باشد که شما می توانید تمام قسمت ها را به صورت مشاهده آنلاین و دانلود در ادامه ملاحضه فرمایید.


    قسمت اول


    قسمت دوم


    قسمت سوم


    قسمت چهارم


    قسمت پنجم

    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]

  • روزی که در منزل مقام رهبری در خدمت ایشان بودم، بحث قدری به طول انجامید و نزدیک مغرب شد. پس از نماز معظم‌له با مهربانی به من فرمودند: «آقا رحیم شام را مهمان ما باشید.» بنده در عین حال که این را توفیقی می‌دانستم خدمت‌شان عرض کردم: «اسباب زحمت می‌شود.» مقام معظم رهبری فرمودند: «نه. بمانید. هر چه هست با هم می‌خوریم.» وقتی که سفره را گشودند و شام را آوردند، دیدم شام چیزی جز املت ساده نیست.

    وقتي سفره را پهن كردند و شام را آوردند، ديدم غذاي ايشان و خانواده شان چيزي جز املت ساده نيست . من نيز بر آن سفره مهمان بودم و مقداري از همان غذاي ساده را خوردم.


    سردار سرلشكر رحيم صفوي (فرمانده كل سپاه)


    منبع: سایت فرارو
    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]

  • حجة الاسلام والمسلمین خسروشاهی می گوید :

    یکی از خصوصیات بارز آیت الله بهجت دائم الذکر بودن ایشان است .

    روزی ایشان هنگام بازگشت پس از اقامه نماز جماعت از مسجد به طرف منزل ، به طلاّبی که همراه و پشت سر ایشان حرکت می کردند، رو کردند و فرمودند :

    با من کاری دارید ؟

    گفتند : نه می خواهیم همراه حضرتعالی چند قدمی برداریم و همراهی شما نصیب ما بشود .

    ایشان فرمودند : من از مسجد تا منزل برنامه ای برای ذکر گفتن دارم ، چون فکر می کنم شما با من کاری دارید ذکر را متوقّف می کنم ، و وقتی منزل می رسم می بینم برنامه ام کامل انجام نشده است و ناراحت می شوم .


    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]

  • آیت الله العظمی سید عبدالکریم کشمیری که از شاگردان عارف بی بدیل سید علی آقای قاضی بود می گوید :

    روزی در نجف اشرف در حرم امیرالمؤمنین علیه السّلام به علّت خستگی از درس و بحث ، با دوستان گرد هم آمده و مشغول گفتگو بودیم که آیت الله بهجت وارد شد و منتظر شد تا من از آنها فاصله بگیرم ، چون از آنها کمی فاصله گرفتم نزدیک من شد و در گوش من چنین زمزمه کرد :


    ما لِلَّعْبِ خُلِقْنا

    ما برای بازی و سرگرمی خلق نشده ایم .


    این کلام آتش بر دل من زد و انقلابی درونی در وجود من پدید آورد به گونه ای که متحیّر و سرگردان شدم و به دنبال حقیقت گشتم ، و پس از آن توفیق راه یابی به محضر پرفیض مرحوم قاضی نصیبم شد.

    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]

  • هميشه مي گفت: ان شاءالله که خيره. .

    تکه کلامش بود.

    يه روز غروب توي سنگر نشسته بوديم که عقرب نيشش زد.

    همگي کمک کرديم تا برسونيمش سنگر امداد

    بازم داشت زير لب مي گفت: انشاءالله که خيره.

    از سنگر بيرون اومديم و رفتيم سمت امداد.

    هنوز چند قدمي از سنگر فاصله نگرفته بوديم که صداي خمپاره اومد

    درست خورد وسط سنگرمون و هيچي ازش باقي نماند ...

    هاج و واج مونده بوديم،

    فهميديم اون عقرب فرستاده ي خدا بود که ما رو از سنگر دور کنه.

    اونجا بود که به تکه کلام حبيب رسيدم.

    واقعاً هر چي خدا بخواد همون ميشه...


    خاطره اي از شهيد حبيب الله کلهر

    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]

  • "روایت صنوبر" مستندی است که برای نمایش گوشه ای از زندگانی علامه ذوالفنون حضرت آیت الله حسن حسن زاده آملی از شبکه های سیما پخش شد. در این مستند زیبا و دیدنی، خاطرات و فرمایشاتی از ایشان و برخی شاگردان ایشان مطرح می شود.

    این مستند ابتدا در 4 قسمت از شبکه استانی قم پخش شد که می توانید با کیفیت پایین آن را دانلود کنید. سپس به طور مجدّد در 4 قسمت از شبکه افق پخش شده است که با کیفیت بالا قابل دریافت است. و سری کامل آن در 6 قسمت از شبکه مستند سیما به نمایش در آمد که در ادامه قابل دانلود است.


    قسمت اول: از آمل تا تکامل


    قسمت دوم: حکایت فرزانگی


    قسمت سوم: جناب نجم الدین


    قسمت چهارم: عیون خمینی


    قسمت پنجم: همنام لیلی


    قسمت ششم: آقای آملی




    برگرفته از ghasedoon.blog.ir

    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]

  • وقتی انسان به جایی می رسد که... علامه حسن زاده در باره شهید علمدار فرمودند :« سید مجتبی مثل کبوتری بود که یک بالش را با تیر زده بودند . با یک بال آن قدر بال بال زد تا به جایی رسید که خیلی از علمای هشتاد ساله به آن درجه نرسیدند !!»


    منبع : مرصاد


    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]

  • سخنان عرشی علامه حسن زاده در مورد معنای تقوا و خودسازی




    دانلود

    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]
  • می گفت شب قبل از شهادتش تو مقر نشسته بودیم.

    صحبت از شهادت بود . یهو حاج عبدالله گفت :

    " من شهید شدم ، منو با همین لباس نظامی ام خاکم کنید. "

    بچه ها زدن زیر خنده و شروع کردن به تیکه انداختن .

    حالا تو شهید شو .. !

    شهیدم بشی تهران بفرستنت باید کفن بشی .

    سعی میکنیم لباس نظامی ات رو بزاریم تو قبر .. !

    تو خط مقدم بودیم که خبر شهادت حاج عبدالله رو شنیدیم .

    محاصره شده بودن ، امکان برگشتشون هم نبود .

    شهید شد و پیکرش هم موند دست تکفیری ها .

    سر از تنش جدا کرده بودن و عکس هاش رو هم گذاشته بودن تو اینترنت .

    بحث تبادل اجساد رو مطرح کرده بودیم که تکفیری ها گفته بودن خاکش کردیم .

    چون پیکر سر نداره دیگه قابل شناسایی نیست ...

    حاج عبدالله به آرزوش رسید ...

    شهید حاج عبدالله اسکندری

    [ امتیاز : 3 ][ امتیاز شما :
    ]

علامه حسن زاده آملی

شهید خرازی

علامه سید علی قاضی

شهید همت

شهید زین الدین

شهید آوینی

عارفین

زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند و آنان به حقیقت عارفین واقعی بوده اند

var player = videojs('my-video'); player.vastClient({ adTagUrl: "https://s1.mediaad.org/serve/example.com/123456/vast/linear/preroll" });
ساخت وبلاگ تالار عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید ملک در ترکیه خرید آنتی ویروس ثبت شرکت ثبت برند و لوگو اخذ کد اقتصادی ثبت تغییرات شرکت ثبت طرح صنعتی گیفت کارت اپل خرید آنتی ویروس خرید فالوور اینستاگرام مهاجرت به استرالیا نقاشی ساختمان کرج نقاشی ساختمان سوالات استخدامی اموزش و پرورش
بستن تبلیغات [X]